خرید بک لینک

ندیدم چند سال و ماه گذشته از آخرین باری که اینجا نوشتم ..

فقط دیدم آخرین جمله ای که راجعبه ازدواج نوشتم این بود:

"شاید این حسیه که من دوران نامزدی دارم و بعد از عروسی روال شه همه چی .."

قطعا اون موقع که اینو مینوشتم فکرشو هم نمی کردم قراره چه اتفاقات عجیب و غریبی برام بیوفته ..

دعا میکردم برم خونه خودم .. با همسرم .. شاید اوضاع درست شه .. فشار از روم کم شه ..

ولی برعکس شد .. رفتم خونه خودم و دو ماه بعد، زندگیم پاشید!

و حالا من در آستانه 30 سالگی دارم پله های دادگاهو بالا و پایین میرم و شب کابوس رای نگرفتن از دادگاهو میبینم و صبح که بیدار میشم خدارو شکر میکنم خواب بوده و به این فکر میکنم کاش خواب زن کج باشه!!!

برچسب: نویسنده: کوروش نوروزی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 20:30

صفحه بندی